اینجا فقط واژه می فروشم و سکوت میخرم چه تجارت دردناکی ست تنهایی


درباره وبلاگ


ابزار وبلاگ | آی پک 4
قالب وردپرس | بک لینک
ناریا | یاس تم

مترجم وب با 36 زبان زنده دنیا

سایت خدماتی بیست تولزخبرنامه ی ایمیلی



♥آرشیو♥

♥طبقه بندی♥

♥آخرین پستها♥

♥پیوندها♥

♥پیوندهای روزانه♥

♥صفحات جانبی♥

♥نویسندگان♥

♥ابر برچسبها♥

♥آمار وبلاگ♥


* دختــــgirlــــرخـــspecialــــاص *


روزگـــــــــارم خنده را از لبــــــانم برده است

تیــــــر یأس وناامیدی به وجودم خورده است

دیـــــــــــــــگر از عشق، نپرس در من نیست

قلب من پیش از خود من مرده است...



نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
یکشنبه 22 اسفند 1395-07:28 ب.ظ


به هم نمیرسیم اما...

بهترین غریبه ات میمانم

که تورا همیشه دوست خواهد داشت ...

من و تو ما که نشدیم هیچ

من نیمی از خودم را هم باختم...



نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
شنبه 21 اسفند 1395-07:37 ب.ظ

حرفی نیست...

خودم سکوتت را معنی می کنم!

کاش میفهمیدی،

گاهی...

همین نگاه سردت...

روی زمستان را هم کم می کند





نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
سه شنبه 17 اسفند 1395-10:21 ب.ظ


ساده از من گذشت...

اگر خدا هم از او ساده بگذرد

قیامت را "من " به پا می کنم...



نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
دوشنبه 16 اسفند 1395-07:57 ب.ظ


هر جا میشنوم

" خواستن ، توانستن است"

آتش میگیرم...

یعنی او نخواست که نشد؟



نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
یکشنبه 15 اسفند 1395-10:12 ب.ظ

هیچے نیستَم

حَتے اونقدَر 'خانوم' نیستَم

ڪِھ عاشِقمَ بشہ

امّا ڪاش میفَهمید

مَن دَر بَرابر 'هَرزھِ های' بے اِحساسِ این شَهر شُلوغ

فَقَط یھ " دختر " سادِھ ام …!!



نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
جمعه 13 اسفند 1395-01:15 ب.ظ

ایـــرادی نــدارد . . .

ایــن شــبــها کــه مــن تــو را آه مــیکشــم،

تــو در آغــوش دیــگــری نــفــس عمــیق بــکــش

تــا دیــوانــه تــرش کــنــی…!





نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
پنجشنبه 12 اسفند 1395-03:37 ب.ظ


کجــای شهر قرار بگـذاریم ؟

پــارک یا رستــوران ؟

چه رنگ لبـاس
بپوشم دیوانــه تــر می شوی ؟

سـادگی خوب هســت ؟

می خواهی بـرایت شعـر هم بخوانم بلنـد بلنـد ؟

یا آرام بگویـم دوستــت دارم گلــم ...؟!

کــدام بهتر هسـت

بمــانم شاعری کنم یا از عاشقـی ات بسـوزم و تمـام شـوم ...؟!




نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
سه شنبه 10 اسفند 1395-10:50 ب.ظ

حـرمـــتــ دارد مــا شــدنـــ

عــشــقــ و احــســاســ حــرمــتــ و شــیــوه دارد

تـــو بـــه هـــمــیـــن بــا هـــم بـــودنـــ هــای امــروزتــ خــوشــ بــاشــ

تــو بــه امـــروز مـــن بــخـــند مـــن بــه فـــردآیــ تــو




نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
شنبه 30 بهمن 1395-10:44 ب.ظ

قول داده ام...

گاهـــی...

هر از گاهـــی...

فانـــــوس یادت را...

میان این کوچه های بی چــراغ و بی چلچله روشن کنم...

خیالت راحت من همان منــــم...

هنوز هم در این شبهای بــی خواب و بی خاطره...

میان این کـــوچه های تاریک پـــرسه میزنم...

اما به هیچ ستاره دیگـــری سلام نخوام کرد...

خیالت راحت!







نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
چهارشنبه 20 بهمن 1395-01:46 ب.ظ

روزی میرسد که تو

برای دوباره خواستنم

جلوی پاهایم به زانو میوفتی

و من باهمان دلی که تو سنگ کردی

پا میگذارم روی تو و همه ی احساساته دستمالی شده ات





نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
یکشنبه 26 دی 1395-12:48 ب.ظ

به جهنــــم که نیستی

مگر مغول ها یه قرن تمام حمله نکردن؟!؟

مگر نگذشت؟؟

نبودن تو هم میگذرد..

یادت نره من

همیشه دوست دارم 

اما

دیگه برای محبتات نمیجنگم...




نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
دوشنبه 20 دی 1395-11:59 ب.ظ

پارهــ تنـــم به تن دیگری رفتــــ...

عادتم را کهــ میدانیــ...چندشــم می شود...

لباســی که بر تن دیگری بــودهــ را بپــوشم...

دیگــر نمیخواهمتـــ....






نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
شنبه 11 دی 1395-11:30 ق.ظ


امیدوارم یک روز یک جایی

عاشق کسی شوی که دوستت ندارد

و اگر تمام دلتنگی های دنیا هم گریه کنی

سبک نشوی..






نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
چهارشنبه 1 دی 1395-05:07 ب.ظ

شک نکن...!

" آینده ای " خواهم ساخت که..

" گذشته ام " جلویش زانو

بزند!...

قرار نیست من هم دل کس دیگری را بسوزانم..!

بر عکس کسی را که وارد زندگیم میشود

انقدر خوشبخت می کنم که

به هر روزی که جای " او " نیستی به خودت

 " لعنت " بفرستی...




نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
چهارشنبه 24 آذر 1395-04:11 ب.ظ

واسه چی امدی...

من فراموش کردمت

نه به این اشکات

 نه

به خنده های روز رفتنت...






نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
شنبه 20 آذر 1395-01:16 ب.ظ


آذر یادش رفته که پاییز است!

نمی بارد،فقط یخ میزند!

به گمانم کسی به طرز فجیعی

تنهایش گذاشته!

وگرنه اینگونه ماتش نمی برد











نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
سه شنبه 16 آذر 1395-08:24 ب.ظ

 

یڪـــ روز خیلی‌ بد

رفتنم رآ ، برآے هَمیشـﮧ ، بآوَر خواهی ڪــــَرد

نآ اُمید خواهی شـ ــُد

وَ مـَن بــــَرآیـــَت چیزی خوآهم شُـ ـــد

مثل ِ یڪـــ خآطره ے دور

تلخ و شیرین وَلے‌ دور ... خیلے‌ دور
. ..

hoseinfadaei.mihanblog.com



نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
شنبه 6 آذر 1395-09:24 ب.ظ

تا اخر عمر درگیر من خواهی بود

و تظاهر میکنی که نیستی

مقایسه تو را از پا در خواهد اورد

من

میدانم به کجای قلبت شلیک کرده ام

تو دیگر خوب نخواهی شد...





نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
چهارشنبه 3 آذر 1395-09:47 ق.ظ

پیراهن نگاه مرا نکش از پشت،

 که بر می گردم و بیخیال عزیزهای

 مصری و یعقوب های چشم به راه،

 چنان به خود

می فشارمت که هفتاد و هفت سال

 باران ببارد و گندم درو کنیم.





نوشته شده توسط : ♚ tarlan ♚
پنجشنبه 8 مهر 1395-01:03 ب.ظ











  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
Online User

ابزار پرش به بالا
فا تولز ، ابزار رایگان وبمسترابزار پرش به بالا
>
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر

پشتیبانی

....